|
آموزش میکرو مهندسی چیست؟
میکرو مهندسی به تکنیکها،تکنواوژیها و روشهایی گفته میشود که سازه ها و ابزار با ابعاد میکرومتر را شامل شوند.
( MEMS(Microelectromechanical systems معمولا به ابزار مکانیکی اتلاق می شود که ابعاد در حد میکرومتر دارند و معمولا با روشهای تولید IC ها ساخته میشوند.
در اروپا به جای MEMS بیشتر از عبارت MST و در ژاپن از اصطلاح میکرو ماشینها برای این مفهوم استفاده میشود.
در اوایل دهه 90 میلادی میکرو مهندسی به عنوان یک انقلاب در تکنولوژی مطرح شد.
این تکنولوژی به ویژه در ساخت چیپهای الکترونیکی تحولی عظیم ایجاد نمود.
MEMS به طور اختصار این مزایا را به همراه دارند:
- مناسب برای تولید انبوه با قیمت کم
- کاهش اندازه،جرم و انرژی مصرفی
- تابع پذیری بالا
- افرایش ضریب اطمینان
- ایجاد راه حلهای بدیع و کاربردهای جدید
میکرو مهندسی تحول عظیمی در اقتصاد ایجاد کرده است ؛ ایجاد یک بازار جهانی چندین میلیارد دلاری با نرخ رشد سالیانه 20% بسیار قابل توجه است
زمینه های بارز کاری این تکنولوژی IT، optical ,RF components,microfluidics میباشد.
با توجه به ارزش افزوده فوق العاده این تکنولوژی و همچنین کاربرد وسیع آن در صنعت الکترونیک و اپتیک و کاربردهای نظامی و فضایی آن ، شاید در سالهای آینده یکی از مهمترین مباحث پژوهشی دنیا خواهد بود که امیدوارم محققان کشور عزیزمان از این مهم غافل نشوند.
مواد مورد استفاده برای تولید MEMS و روشهای تولید آنها بسیار متنوع می باشند
می توان گفت که همه گروههای مواد در تولید MEMS به کار می روند از فلزات و پلیمرها و سرامیکها تا مواد مرکب اما می توان گفت پرکاربرد ترین ماده سیلیکون می باشد
در ادامه به معرفی بیشتر مواد و فرایندهای تولید MEMS خواهیم پرداخت (صبور باشید)
محسن کشاورز - پایگاه مهندسی و علم مواد www.imse.ir
. نظر خواهي فولرن
"فولرن ها"(Fullerenes):
در طبيعت ساختارهای متفاوتی از کربن وجود دارد.معروفترين اين ساختارها الماس و گرافيت هستند.اما يکی ديگر از مهمترين ساختارهای کربن ، ساختاری به نام فولرن می باشد. در الماس ،هر اتم کربن با چهار اتم کربن ديگر پيوند برقرار می کند و سخت ترين ماده شناخته شده در جهان را پديد می آورد.اما در گرافيت ، اتمهایی کربن در لايه های مجزايی با هم پيوند دارند که اين لايه ها به صورت ورق هايی روی هم قرار گرفته اند در حالی که اين ورقها با پيوند ضعيفی به يکديگر متصل هستند. هر يک از اين لايه های موجود در گرافيت را گرافن (Graphene) گويند.
شکل فولرن ها را می توان به صورت يک توپ فوتبال در نظر گرفت که از جنس اتمهای کربن باشد. در واقع اساس فولرن ها همان صفحات موجود در گرافيت است اما در ساختار اتمی فولرن ها به جای شش ضلعی های منظم موجود در صفحات گرافن ، يک سری شش ضلعی و پنج ضلعی های منظم وجود دارد که به طور يک در ميان در کنار هم قرار گرفته اند و کره فولرن را تشکيل می دهند.
طبق تيوری اويلربرای ايجاد شبکه کروی در ساختار فولرن ها حداقل به 12 عدد پنج ضلعی نياز است.شناسايی فولرن ها از طريق تعداد اتم کربن موجود در ساختارشان صورت می گيرد. برای نامگذاری آنها از يک حرف C استفاده می شود و بعد از آن تعداد اتمهای کربن موجود در واحد شبکه کروی فولرن ذکر می شود مثلا مولکول C48
دارای 48 اتم کربن است.
پايدارترين و معروفترين فولرن ، نوع C60 می باشد که آن را Buckyball گويند.
کشف اصلی فولرن در سال
1985 و توسط سه دانشمند به نامهای Curl,Smalley,Kroto
صورت گرفت.. نظر خواهي حرکت الکترون ها در نیمه هادی ها
همانطور که هادی ها در صنعت امروزی به خصوص در زمینه های حرارتی و برودتی کاربردی ویژه یافته اند عناصر نیمه هادی نیز اهمیت زیادی در صنعت الکترونیک و ساخت قطعات پیدا کرده اند.
هدف اصلی که در الکترونیک آنالوگ دنبال می شود تقویت سیگنالها بدون تغییر شکل آن سیگنال است. همین هدف بشر را به سمت استفاده از نیمه هادی ها در ساخت قطعات تقویت کننده پیش برده است. اما آن چیزی که عملکرد این قطعات را رقم می زند چگونگی حرکت الکترون ها و حفره ها در ساختار کریستالی این عناصر می باشد.
و این مقدمه ای ست برای پیدایش قطعاتی نظیر ترانزیستور ها –دیود ها و...
عامل موثر بر چگونگی حرکت الکترون ها و حفرها چیزی نیست جز درجه حرارت. به طوری که گفته شد درجه حرارت صفر مطلق ساختمان کریستالی نیمه هادی هایی نظیر ژرمانیوم و سیلسکن را تحت تاثیر خود قرار می دهد. یعنی در این درجه حرارت الکترون ها کاملا در باند ظرفیت قرار گرفته و نیمه هادی نظیر یک عایق عمل می کند. (به علت اینکه هیچ الکترون آزادی در باند هدایت خود ندارد).
اگر درجه حرارت افزایش یابد الکترون های لایه ظرفیت انرژی کافی کسب کرده و پیوند کو والانسی خود را شکسته وارد باند هدایت می شوند. به مراتب ای جابه جایی باعث تولید حفره ناشی از الکترون می گردد.
انرژی لازم برای شکستن چنین پیوندی در سیلسکن 1.1(الکترون ولت) و در ژرمانیوم 0.72 (الکترون ولت) می باشد. اهمیت حفره در این است که نظیر الکترون حامل جریان الکتریکی بوده و و نظیر الکترون آزاد عمل می نماید. حال آنکه تا چندی پیش دانشمندان حفره ها را حامل جریام نمی دانستند!
هنگامی که یک پیوند از الکترون خالی شده و حفره ای در آن به وجود می آید در این صورت الکترون های ظرفیت اتمهای مجاور در باند ظرفیت به سادگی قادر به اشغال این حفره هستند. الکترونی که از یک پیوند کووالانسی دیگر این حفره را اشغال می کند خود یک حفره بر جای می گذارد. بنابر این می توان به جای حرکت الکترون های باند ظرفیت تصور نمود که در این باند حفره ها حرکت می نمایند.
حرکت حفره ها بر خلاف حرکت الکترو نها می باشد. حفره جدیدی که به وجود می آید به نوبه خود توسط الکترون دیگری از پیوندی دیگر اشغال شده و بنابراین حفره پله به پله بر خلاف جهت الکترون حرکت می نماید. پس در اینجا با پدیدهی دیگری از هدایت الکتریکی روبه رو خواهیم بود که مربوط به الکترون های آزاد نمی باشد. در این صورت می توان چنین تصور کرد که حفره در جهت عکس الکترون حرکت نموده است . بنابراین حرکت الکترون در باند ظرفیت را می توان معادل حرکت حفره در خلاف جهت آن دانست.
حال میبینیم که چرا با توجه به اینکه حرکت الکترون همان حرکت حفره است از مفهمم حفره استفاده می شود. !با کمی دقت ملاحظه می شود که حرکت حفره حرکت الکترون های باند ظرفیت بوده ولی حرکت الکترون های آزاد در باند هدایت صورت می گیرد و برای بیان این تفاوت بین حرکت الکترون در باند ظرفیت و هدایت از مفهوم حفره کمک می گیریم.
به عنوان مثال فرض می شود که نیمه هادی تحت تاثیر یک میدان خارجی قرار گیرد یعنی به دو سر آن ولتاژی اعمال شود در ایک صورت الکترون های آزاد باند هدایت که تحت تاثیر نیرو های هسته ای اتم ها نیستند در این باند در خلاف جهت میدان اعمال شده حرکت خواهند نمود. انرژی این الکترون ها در جهتی نیست که در باند هدایت قرار گیرد. ولی می توانند در همان باند ظرفیت حرکت کرده و حفره های مجاور خود را اشغال نمایند. بنابر این حرکت این الکترون ها بیشتر از الکترو ن های آزاد به هسته وابسته می باشد. در حقیقت برای هر ولتاژ اعمال شده به دو سر یک نیمه هادی یک الکترون در باند ظرفیت فاصله متوسط کو تاهتری از الکترون های باند هدایت را در فاصله زمانی یکسان طی خواهند نمود.
بنابر این می توان گفت که الکترون های آزاد دارای تحرک بیشتری نسبت به حفره ها هستند. به طوری که گفته شد در درجه حرارت معمولی اتاق تعدادی از پیوند های کو والانسی شکسته سده به ازای شکسته شدن هر پیوند یک الکترون-حفره تولید می شود. الکترون و حفره هر دو حامل های بادار می باشد. با اعمال یک پتانسیل الکتریکی به دو سرهر قطعه ای نیمه هادی این حامل هر دو حرکت نمود ه و جریان به وجود می آورند.
دیدید که این حرکت ها در چگونکی رفتار یک نیمه هادی تا چه میزان می توانند موثر باشند.با پیشرفت علم و تکنولوژی استخراج کشف هر نیمه هادی جدیدی انقلابی عظیم در عصر ارتباطات حاصل می شود.. نظر خواهي تولید الیاف کربنی
در زیر خلاصه ای از خواص و چگونگی تولید این الیاف ذکر خواهد شد. البته بحث خیلی گسترده است ولی به طور خلاصه بیان میکنیم:
تقسیم بندی الیاف کربن برحسب نوع ماده اولیه به کار گرفته شده در تولید :
در حال حاظر سه نوع منبع برای تولید این الیاف وجود دارد :
-1 الیاف کربن ساخته شده از گیاهان یا سلولزی -2 الیاف کربن ساخته شده از قیر یاpitch
-3 الیاف کربن ساخته شده از پلی اکریل نیتریل (PAN)
به دلیل ساختمان مولکولی و اتمی و همچنین تولید مدول کششی قابل توجه با سایر انواع الیاف نوع سوم از اهمیت بیثشتری برخوردار بوده و کاربردهای متعددی در صنعت دارد . ما هم توجه خود را معطوف به این نوع کرده و به اختصار درباره روش تولید آن توضیحاتی را بیان می کنیم . شایان ذکر است که مطالب مربوط به تولید بسیار مفصل بوده و در این مقاله نمی گنجد .
PAN(PolyAcryloNitrile
پلی اکریل نیتریل یاPAN از پلیمریزاسیون رادیکالهای آزاد آکریل نیتریل یاAN بدست می آید . برای تهیه آکریل نیتریل نیز از فرایند معروف SOHIO که توسط ژاپنیها ابداع شده است ٬ استفاده می شود . در این فرایند از واکنش شیمیایی بین دو گاز پروپیلن و آمونیاک در حضور کاتالیزورهای مناسب که شدیداً هم گرمازا می باشد ٬ آکریل نیتریل به همراه HCN تولید می شود که همانطور که گفته شد از پلیمریزاسیون رادیکالهای آزاد آکریل نیتریل ٬ آکریل نیتریل بدست می آید . راکتور مورد استفاده برای پلیمریزاسیون از نوع بستر سیالی یا Fluid Bed می باشد . بعد از تهیه پلی اکریل نیتریل خام باید تعدادی از فرایندهای مناسب برای آماده سازی و هرچه حالص تر شدن آن مورد استفاده قرار گیرد. زیرا در غیر اینصورت الیاف کربن تولیدی مقاومت کششی مطلوب را نخواهند داشت .مهمترین این فرایندها filteration می باشد که ابعاد صافی های مورداستفاده در حد میکرون µ می باشند.
مراحل تولید :
شمای کلی خط تولید به صورت زیر می باشد :
ریسش یا Spining
در این مرحله همانطور که گفته شد یکی از مراحل آماده سازی PAN می باشد . که بعد از انجام filteration مناسب پلی اکریل نیتریلها را بصورت رشته ای یا به صورت تار در می آورند .سپس در دستگاههای ریسش مخصوص به صورت نوعی فیبر در خواهند آمد .
اکسیداسیون oxidation
دراین مرحله در کوره های مخصوص فیبرهای اکریلیک تحت درجه حرارتی در حدود 200 الی 300 درجه سانتیگراد ودر حضور هوا یا گازهای مناسب دیگر قرار می گیرند . تا آمادگی کامل برای طی و سپری کردن سایر مراحل تولید را بدست آورند. البته به این مرحله مرحله تثبیت سازی نیز گفته می شود . فیبرهای آکریلیک باید زمانی در حدود 2 ساعت را دراین کوره ها طی کنند.
کربونیزاسیونCarbonization
درجه حرارت در این مرحله بین 1000تا 1700 درجه سانتیگراد میباشد . این فرایند باید در یک محیط راکد و معمولا در حضور گاز نیتروژن صورت می گیرد. خواص فیبرهای کربن بعد از طی این مرحله بصورت زیر می باشد :
مدول کششی :200-300GPa
مقاومت فشاری :3GPa
مدول برشی:15GPa
گرافیتاسیون Graphitization
این فرایند نیز درون کوره های مخصوصی دریک محیط راکد و در درجه حرارتی بین 2500تا3000 درجه سانتیگراد صورت می گیرد. البته این مرحله در مورد فیبرهایی که باید مدول کششی بالایی داشته باشند اجرا می شود . خواص فیبرهای کربن بعد از طی این مرحله بصورت زیر می باشد :
مدول کششی :500-600GPa
مقاومت فشاری : 16GPa
مدول برشی:10GPa
بعد از طی این مرحله قطر الیاف کربن به 5 الی 7 میکرون می رسد .
عملیات سطحی و اندازه ای surface treatment and sizing
در این مرحله سطح الیاف کربن را با باندها و نوارهای شیمیایی وبرای اینکه در هنگام استفاده از رزین در تهیه مواد کامپوزیتی چسبندگی بهتری داشته باشد ٬ آغشته می کنند. و همچنین در مرحله اندازه بندی علاوه بر بسته بندی الیاف کربن و تعیین چگونگی روش بارگیری آن ٬ برای محافظت فیبرهای کربن در طی انجام مراحل بعدی از یک اپوکسی نیز استفاده می شود .
انواع الیاف کربن با توجه به مقدار مدول الاستیسیته :
1- مدول کم (Low Modulus)
مدول الاستیسیته در این مرحله تا 200GPa می رسد و درجه حرارت فرایند کربونازیسیون تا 1000 درجه سانتیگراد خواهد بود.
2-مدول استاندارد(Standard Modulus)
مدول الاستیسیته در این مرحله بین 200-250GPa و درجه حرارت کربونازیسیون بین 1000-1500 درجه سانتیگراد می باشد .
3- مدولهای متوسط(Intermediate Modulus)
مدول الاستیسیته در این مرحله به 250-325GPa ودرجه حرارت کربونازیسیون بین 1500تا 2000 درجه سانتیگراد می باشد .
4- مدولهای زیاد(High Modulus)
مدول الاستیسیته در این مرحله به 350-600GPa ودرجه حرارت کربونازیسیون بیش از 2000درجه سانتیگراد به همراه مرحله گرافیتازیسیون می باشد .
5- مدولهای بسیار زیاد(Ultra High Modulus)
مدول الاستیسیته در این مرحله به بیش از 600GPa ودرجه حرارت کربونازیسیون درحدود 3000درجه سانتیگراد به همراه مرحله گرافیتازیسیون می باشد .
کاربردهای الیاف کربن :
با یک مقایسه سریع بین خواص این الیاف و فولاد می توان به اهمیت این مواد پی برد :
فیبر کربن استاندارد :
مقاومت کششی :3.5GPa مدول کششی230GPa وچگالی 1.75g/ccm
فولاد با مقاومت خیلی زیاد:
مقاومت کششی:1.3GPa مدول کششی210GPa و چگالی 7.87g/ccm
با توجه به جدول پر واضح است که الیاف کربن مقاومت کششی بالاتری نسبت به فولاد دارند در حالی که وزن تقریبا یک چهارم آن را دارا می باشند . به همین دلیل امروزه در صنایع مختلفی بویژه هوا فضا سعی می شود از این الیاف به جای فلزات استفاده شود . حتی در تهیه ابزارالات ورزشی نیز ( چوب گلف و راکت تنیس) نیز امروزه از این الیاف استفاده می شود . در ساخت اسکلت بتنی پلها و ساختمانهای بزرگ نیز از این الیاف برای بالا بردن استحکام و کاهش وزن سازه نیز استفاده می شود . در صنایع نفت و گاز و نظامی و... کاربردهای متعددی از این الیاف وجود دارد. تنها مشکل و ایراد وارد براین الیاف بدون توجه به مسئله زیستی و محیطی مقاومت پایین این کامپوزیتهای در برابر ضربه می باشد که برای جبران این نقص از سایر انواع کامپوزیتها به عنوان مکمل مثل فیبر شیشه استفاده می شود .
10 سال آینده را می توان دهه حکومت این الیاف در تمامی جنبه های صنعتی پیش بینی کرد .. نظر خواهي آشنایی با مهندسی مواد ، متالورژی و گرایشهای آنها
معرفی جامع رشته مهندسی مواد و گراش های آن
مهندسي مواد و متالورژي
مهندسي مواد يكي از رشته هاي مهندسي است كه به درستي لقب مادر رشته هاي مهندسي را به خود اختصاص داده است. اين رشته به عنوان يك رشته مستقل، قدمتي حدود هفتاد ساله دارد. در ايران نيز از حدود 40 سال قبل اين رشته در دانشگاههاي كشور تدريس ميشود. به جرات ميتوان گفت كه اكثريت قريب به اتفاق مصنوعات بشري كه در اطراف ميبينيم. حاصل تلاش مهندسين مواد است. اگر به اتومبيل، قطار و هواپيما توجه كنيم، قسمتهاي اصلي آن مثل بدنه، شيشه و موتور از مواد تشكيل شده است. در ساختمانها تمام قطعات فلزي بكار رفته در اسكلت ساختمان، تمام مواد اوليه سيم كشي، مواد بكار رفته در لوله كشيهاي آب، شوفاژ، گاز، وسايل و لوازم خانگي و... تماماً به مهندس مواد مربوط ميشود. در حال حاضر رشته مهندسي مواد در سطح دانشگاههاي ايران در مقطع كارشناسي در سه گرايش دانشجو ميپذيرد كه عبارتند از: متالورژي استخراجي، متالورژي صنعتي و سراميك.
گرايش متالورژي استخراجي
گرايش متالورژي استخراجي يكي از زيرمجموعه هاي رشته مهندسي مواد است. كشور ايران جزء معدود كشورهاي جهان بشمار مي رود كه داراي معادن متنوع و غني از فلزات است. با وجود اين مزيت نسبي، متأسفانه هنوز ما نتوانسته ايم به جايگاه واقعي خود در توليد فلزات در جهان برسيم. در ايران در حال حاضر فقط فلزاتي نظير آهن، مس، سرب، روي و آلومينيوم بصورت انبوه توليد مي شود. هنوز ما وارد كننده فلزاتي نظير تيتانيم، منيزيم، كبالت و ... هستيم. حتي بايد اشاره كرد كه بحث روز ايران در رابطه با غني سازي اورانيم، با وجود معادن حاوي اورانيم اخيراً مورد توجه قرار گرفته، كه يك بحث كاملاً متالورژيكي است. در حقيقت بايد از متخصصين امر استخراج فلزات بعنوان متوليان توليد فلز اورانيم نام برد. بنابراين دير يا زود ايران بايد توليد ديگر فلزات مهم صنعتي و استراتژيك را آغاز كند. اين مسئله جز با كمك نيروهاي متخصص امكان پذير نيست.
در اين رشته به هيچ وجه در مورد معدن كاري و استخراج معادن بحث نمي شود. اين جزء مواردي است كه به فارغ التحصيلان رشته مهندسي معدن مربوط مي شود. بلكه كار فارغ التحصيلان اين رشته هنگامي آغاز شده كه سنگ معدن حاوي فلز در محل كارخانه تحويل گرفته مي شود.
در اين گرايش دانشجويان، اصول و مباني علمي استخراج فلزات را آموزش مي بينند. در كنار آموزش فناوريهاي متداول توليد فلزات، روشهاي نوين توليد فلزات نيز تدريس مي شود.
از ديگر زمينه هايي كه در اين گرايش آموزش داده مي شود ميتوان به خوردگي و از بين رفتن فلزات و روشهاي جلوگيري از آن و روشهاي پوشش دهي فلزات اشاره كرد. گفتني است كه در حال حاضر 33% از درآمد ناخالص ملي كشور آمريكا بواسطه مسئله خوردگي انواع سازه ها، اتومبيلها، صنايع و .... تلف مي شود. اين نشان دهنده اهميت علم خوردگي فلزات است. همچنين با عمليات خاص ميتوان در سطح فلزات، پوششهاي خاصي ايجاد كرد كه خصوصيات سطحي فلزات را بطور چشمگيري بهبود داد. بعنوان مثال ميتوان با ايجاد پوششهاي خاص سختي سطح فلزات را تا پانزده برابر افزايش داد. يا با ايجاد پوششهاي مناسب در سطح فلزي مثل آهن، آنها را در محيطهاي خورنده اي مثل اسيد سولفوريك به راحتي بكار برد. دانشجويان جزء مواردي كه در اين رشته با آن آشنا مي شوند خوردگي و روشهاي جلوگيري از آن و علم پوشش دهي فلزات است.
زمينه هاي اشتغال:
دانش آموختگان اين گرايش علاوه بر كار در كارخانجات توليد فلزات نظير توليد فولاد و ذوب آهن، مس، آلومينيوم، سرب و روي و ... مي توانند در مراكز تحقيقاتي در ارتباط با توليد فلزات مشغول به كار شوند. همچنين در صنايعي مثل نفت و پتروشيمي در ارتباط با مسائل بسيار مهم و حساس خوردگي فعاليت كنند.
زمينه هاي ادامه تحصيل:
دانشجويان پس از اخذ مدرك كارشناسي مي توانند اين رشته را در ايران در سطوح كارشناسي ارشد و دكتري ادامه دهند. دانشگاه علم و صنعت ايران تاكنون بيش از ده دوره فارغ التحصيل دوره دكتري در اين گرايش داشته است و هم اكنون فارغ التحصيلان آن در دانشگاههاي معتبر ايران و مراكز صنعتي و تحقيقاتي مشغول به كار هستند.
براي آن دسته از فارغ التحصيلان كارشناسي نيز كه قصد ادامه تحصيل در خارج از كشور را دارند، با توجه به سابقه خوبي كه دانشجويان ايراني در خارج از كشور داشته اند، دانشگاههاي خارجي به خوبي پذيراي فارغ التحصيلان اين گرايش هستند.
گرايش متالورژي صنعتي
رشته متالورژي صنعتي يكي از زير مجموعههاي رشته مهندسي مواد است. در مهندسي مواد شناخت ساختار مواد و خواص آن و شناخت ارتباط بين اين ساختار و خواص در جهت افزايش زمينههاي كاربردي و طراحي مواد نو و تركيبات جديد از اهميت ويژهاي برخوردار است.
با توجه به نام و محتوي اين رشته ملاحظه ميشود كه در اين رشته از علم شناخت فلزات و آلياژها در جهت كاربردهاي صنعتي استفاده ميشود. علم متالورژي كه يكي از شاخههاي علم مواد ميباشد در زمينه طراحي و توليد آلياژهاي صنعتي كاربرد دارد. كليه قطعات مكانيكي كه در صنايع مختلف بكار ميرود از فلزات و آلياژهاي گوناگوني ساخته شده اند. انواع فولادها و چدنهاي آلياژي، آلومينيم و آلياژهاي آن، مس، منيزيم، روي و ساير فلزات بهطور وسيع در ساخت انواع قطعات صنعتي مورد مصرف قرار ميگيرند. اين قطعات در صنايع مختلف بهخصوص صنايع خودروسازي، هوا- فضا، هواپيماسازي، پتروشيمي، صنعت نفت و گاز، ساختمان، سازههاي فضايي، حملونقل، صنايع نظامي بهكار ميروند.
زمينههاي كاربردي جديد:
رشته متالورژي صنعتي علاوه بر كاربردهاي متداول كه در صنايع گوناگون دارد در جهت طراحي و توليد مواد پيشرفته بهسرعت در جهان در حال توسعه ميباشد. مواد مغناطيسي نو با خواص برتر، استفاده از مواد مركب (كامپوزيت) پايه فلزي، ساخت مواد پيشرفته از طريق تركيبات بينفلزي، استفاده از آلياژهايي كه ميتوانند جايگزين اعضاي بدن انسان شوند، ايجاد آلياژهاي سبك جهت توليد قطعات حساس، طراحي و توليد آلياژهايي كه در دماهاي بالا بهكار ميروند، طراحي آلياژهايي كه در شرايط ويژه و سخت كاربرد دارند مثالهايي از كاربرد رشته متالورژي صنعتي در توليد مواد پيشرفته ميباشد. در سالهاي اخير رشتههايي مانند مواد زيستي و نانوتكنولورژي مورد توجه بسياري از محافل علمي، تحقيقاتي و صنعتي جهان قرار گرفته است كه رشته متالورژي صنعتي ميتواند نقش اساسي در جهت توسعه اينگونه مواد پيشرفته ايفا نمايد. دراين راستا در ايران و بهخصوص دانشگاه علم و صنعت ايران در سالهاي اخير تحقيقات علمي گستردهاي صورت گرفته است و دانشكده مهندسي مواد و متالورژي به عنوان قطب علمي مواد پيشرفته كشور شناخته شده است. پژوهش و تحقيقاتي كه در اين رشته و با همكاري با ساير مراكز علمي جهان صورت ميگيرد در قالب مقالات علمي در معتبرترين مجلات جهان بهچاپ ميرسد.
زمينههاي اشتغال و ارتباط با ساير رشتهها:
بهدليل كاربرد وسيع مواد و بهخصوص فلزات در ساخت كليه قطعات صنعتي ميتوان به زمينه اشتغال دانشآموختگان اين رشته در صنايع گوناگون پيبرد. در بخش دولتي شركتها و كارخانجات بزرگ نظير توليد فولاد، ذوبآهن، صنايع خودروسازي، صنايع هوا- فضا، صنايع نظامي و صنعت نفت،پتروشيمي و ... و در بخش خصوصي اكثر كارخانجات توليد قطعات صنعتي بهخصوص در صنايع خودروسازي، ساختمانسازي، معادن و صنعت سيمان ميتواند زمينههاي جذب دانشآموختگان رشته متالورژي صنعتي را فراهم سازد. اين رشته ماهيتاً ارتباط نزديكي با دو رشته مهندسي مكانيك و مهندسي صنايع دارد واكثر پروژههاي صنعتي بهصورت كارگروهي و تيمي به انجام ميرسد.
زمينههاي ادامه تحصيل در ايران و جهان:
دانشآموزاني كه علاقهمند به درك عميق پديدهها و رفتار مواد مختلف و يافتن كاربردهاي نوين و طراحي مواد جديد متناسب با نيازهاي روزافزون بشري ميباشند و همچنين علاوهبر داشتن علايق مهندسي، خود را به علوم نيز نزديك حس ميكنند ميتوانند در اين رشته موفق باشند.
گرايش سراميك
رشته سراميك يكي از زير مجموعههاي رشته مهندسي مواد است. وظيفه اصلي يك مهندس مواد در ابتدا شناخت ساختمان مواد و خواص آن و شناخت ارتباط بين اين ساختار و خواص است و در مواردي ديگر با توجه به نياز كاربردي كه وجود دارد مواد جديد و تركيبات جديد را طراحي نمايد.
اما رشته سراميك به عنوان يك زير شاخه رشته مواد چيست؟
در ابتدا با شنيدن نام سراميك هر انساني به ياد ظروف سفالين ميافتد و بسياري فكر ميكنند كه رشته مهندسي سراميك يك رشته هنري است و گروهي ديگر اين تصور را دارند كه اين رشته محدود به ساخت محصولاتي چون ظروف سفالين، كاشي يا چيني ميباشد. اما نكته قابل توجه در رابطه با اين شاخه از علم مواد اين است كه با شناخت و ورود دستآوردهاي آن به دنياي صنعت يك مرحله جديد و يك تحول بزرگ پديد آمد. اين شاخه كه بسيار هم جوان است سبب شد تا تحول بزرگي درصنايع فضا، الكترونيك، اپتيك، پزشكي و بسياري از علوم ديگر پديد آيد.
بطور كلي اگر تعريفي از سراميك به شكل ساده و ابتدايي بدهيم بايد بگوييم كه مواد سراميك عبارتند از مواد معدني غيرفلزي. كافي است كه به اطراف خود نگاه كنيد، هر آنچه كه جزء مواد آلي (مانند پلاستيك، چوب و لاستيك)و فلزي نباشد سراميك است. پس ميبينيم كه در دنياي كنوني سراميكها ما را محاصره نمودهاند. شيشهها از جمله شيشههاي ساختماني، اپتيك، فيلترهاي بسيار دقيق اپتيكي، مصالح ساختماني از جمله سيمان، كاشي، چيني بهداشتي، نسوزها و كلاهكها و پوشش بيروني موشكهاي فضاپيما و قطعات اصلي كامپيوترها، اجزاي دروني قطعات الكترونيك از جمله Ic ها، خازنها، مقاومتها، ايمپلانتها و بسياري از قطعاتي كه جايگزين اعضاي بدن انسان ميشود، فروالكتريكها، فري مغناطيسها و فوقهاديها و بسياري كاربردها و مواد ديگر كه همه و همه مديون شناخت و بوجود آمدن رشته سراميك است. در سالهاي اخير رشتههايي مانند مواد زيستي و نانوتكنولوژي مورد توجه بسياري از محافل علمي، تحقيقاتي و صنعتي جهان قرار گرفته است كه رشته سراميك با دوشاخه بايو سراميكها و نانو سراميكها در اين رشتهها مطرح ميباشد.
به طوركلي سراميكها به دو دسته سنتي و مدرن تقسيم ميشوند. در ايران به شكل عمده صنعت سراميك متمركز بر توليد سراميكهاي سنتي است كه شامل صنايع شيشه، چيني، كاشي،سيمان، نسوز و ... بوده است. امكان ادامه تحصيل در اين رشته تا مقطع دكترا درداخل كشور وجود دارد، وضعيت ادامه تحصيل در دانشگاههاي خارج از كشور نيز در اين رشته بسيار مطلوب ميباشد و اين رشته بسيار مورد توجه جوامع صنعتي و دانشگاهي جهان است.
از ديدگاه وضعيت بازار كار، با توجه به رشد قابل توجهي كه اين صنعت در ايران داشته و دارد، بازار كار مناسبي را ميتوان براي آن متصور شد. هر چند با ظرفيت قابل ملاحظهاي كه سالانه در اين رشته جذب دانشگاهها ميشوند تا حدودي از قطعيت اين سخن كاسته ميشود. نزديكي اين شاخه از مهندسي با رشتههاي فيزيك و شيمي بيش از تمامي رشتههاست و بسته به شاخههاي خاص به هر يك از دو رشته فيزيك و شيمي كاربردي نزديك ميشود. دانشآموزاني كه علاقمند به درك عميقتر علل پديدههاي رفتاري مواد مختلف و يافتن كاربردهاي نوين و طراحي مواد جديد متناسب با نيازهاي روزافزون بشري ميباشند و به طور كلي علاوه بر داشتن علايق مهندسي خود را به علوم نيز نزديك حس ميكنند، ميتوانند در اين رشته موفق باشند.
درهرحال كشور ما داراي خلاء هاي بسياري براي محصولات و شاخههاي جديد و نوين سراميكي است.همگام با توسعه همه جانبه كشورنياز فراواني به مهندسان و دانشمندان تحصيل كرده در اين رشته وجود خواهد داشت و هر فرد متخصص با دارا بودن جديت، اعتماد به نفس و پشتكار ميتواند بازار كاري مناسبي براي خود پديد آورد.
گرایش های کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته مواد و متالورژی:
متالورژی صنعتی و استخراجی – سرامیک –شناسایی و انتخاب مواد مهندسی – متالورژی جوشکاری – خوردگی – سرامیک – شکل دادن فلزات – ریخته گری – بیو مواد – نانو مواد و الکتروسرامیک
. نظر خواهي
|